ريـــشــــهكــــنـــي خــشـــونــــت عــلــــــيــه زنـــــــــان
شیرکو معارفی سال گذشته در شهر سقز دستگیر شد. در نامهای سرگشاده که گفته میشود پدر و مادر آقای معارفی نوشتهاند آمده است: «ما اعضای خانواده معارفی بر این باوریم که اگر شیرکوه مرتکب اعمالی شده است که از نظر قوانین جمهوری اسلامی جرم محسوب میشوند نیزبر اساس همان قوانین اسلامیمیتوان به او فرصت داد، فرصت دوباره زیستن و دوباره بودن را.»
سازمان عفو بینالملل نیز در بیانیهای از مقامهای ایرانی خواسته است جلوی حکم اعدام شیرکو معارفی و حبیب الله لطیفی، زندانی کرد دیگر را بگیرند.
در بیانیه عفو بیینالملل صدور این احکام برای زندانیان کرد «انتقام از ترورها و تلاشهایی برای ترور مقامهای استان کردستان» عنوان شده است. رسانههای ایران بین روزهای ۱۸ تا ۲۸ شهریور خبر از ترور و تلاش برای ترور مقامهایی در استان کردستان داده بودند. نماینده استان کردستان در مجلس خبرگان، رئیس شورای شهر سنندج و یک روحانی سنی مذهب که در انتخابات ۲۲ خرداد ماه از محمود احمدی نژاد حمایت کرده بود در جریان ترورهای شهریور ماه کشته شدند. مقامهای ایرانی گروه «پژاک» و «بنیادگرایان سنی مذهبی که با سرویسهای اطلاعاتی بیگانه در ارتباطند» را مسئول ترورها عنوان کرده است. با این همه هنوز هیچ گروه یا فردی مسئولیت این ترورها را بر عهده نگرفته است.
با وجود اینکه گفته میشود همینک چندین محکوم به مرگ کرد در انتظار اجرای حکم به سر میبرند، اما نگرانیها بیش از بیش متوجه آن است که شیرکو معارفی در نزدیک زمانی پای چوبه دار رود.
محمد سعید معارفی، پدر شیرکو، پس از آخرین تماس تلفنی با فرزندش به رادیو فردا میگوید:
[شیرکو] گفت خوبم، بد نيستم، ناراحت نباشيد انشاء الله چيزی نمیشود و چيز خاص ديگری نگفت.
* آيا او در جای خاصی نگهداری میشود؟
گفت ما چند نفر که سياسی هستيم از وقتی که آمدهايم، همه در يک اتاق هستيم.
* پيش از اين اخباری منتشر شده بود درباره اين که شيرکو به اعدام محکوم شده است. آيا شما اين خبر را تاييد میکنيد؟
بله، به اعدام محکوم شده ولی اين حکم برای شيرکو نبود و نمیدانم چرا قاضی چنين حکمیبرای او صادر کرده است.
* منظورتان از اين که میگوييد اين حکم برای شيرکو نبوده، چيست؟
چون او کاری نکرده است، نه درگيری بوده و نه شاکی دارد.
شما در نامه خود نوشتهايد که شيرکوه با يکی از احزاب مخالف جمهوری اسلامی همکاری داشته است.
بله، او با کومله بود. شيرکو به خاطر بيکاری گفت میرود سليمانيه، او را فريب دادهاند و به او گفته اند بايد با ما همکاری کنی تا بتوانی در سليمانيه بمانی و کار کنی، او هم عضو شده بود. يک بار هم او را به آبادیهای منطقه ماموريت فرستاده بودند، اما برای تبليغ کردن نه برای جنگ.به اميد برابري براي همه ايرانيان
آیت الله مکارم شیرازی در دیدار با آیت الله محسنی گرگانی، رییس دیوان عالی کشور به نکات مهمی درباره مسائل مربوط به اسلامی شدن دستگاه قضائی کشور اشاره کرد و افزود: در روایات اسلامی مخصوصاً در قضاوت های امیرمؤمنان(ع) آمده است که آن حضرت برای بیان حکم تنها به قاعده مدّعی و منکر اکتفا نمیفرمودند و اطراف دعوا را با قرائن روشن به خوبی بررسی میکرد.
وی افزود: اما در بسیاری از محاکم ما همین اندازه که قاضی بینه ای برای مدعی نیافت با قسمِ منکر، دعوا را خاتمه می دهد؛ در حالی که کشف حقیقت در بسیاری از موارد بسیار آسان است مثلاً اخیراً وکیلی از موکل خود یک چک سیصد میلیون تومانی امانت گرفته بود، شیطان او را وسوسه می کند و به اجرا می گذارد و قاضی طرف مقابل را مجبور به پرداختن وجه چک می کند؛ در حالی که قاضی می توانست سؤال کند این سیصد میلیون تومان در برابر چه چیزی به تو داده شده؟ آیا خانه ای به او فروخته ای؟ کدام خانه در کجا؟ آیا طلبی داشته ای مربوط به چه چیز بوده؟ آیا سیصد میلیون اسکناس نقد به او داده ای؟ برای چه؟ به این ترتیب با چند سؤال ساده و با دلیل، حق روشن می شده است.
این مرجع تقلید با طرح این سؤال که آیا لازم نیست به همه قضات این امور آموزش داده شود؟ اظهار داشت: متأسفانه هنوز در عقدنامه ها (مثلاً ازدواج دو جوان دانشجو) نوشته می شود مهریه 200 یا 300 سکه بهار آزادی بر عهده زوج است که عند المطالبه زوجه، باید بپردازد، چندی نمی گذرد که احیاناً اختلافی پیدا می شود و زوج را که آه در بساط ندارد به زندان می اندازند تا اعسار و عدم قدرت او ثابت شود در حالی که قضیه بر عکس است اصل بر اعسار است، توانمند بودن باید ثابت شود.
وی ادامه داد: وانگهی بعد از اثبات اعسار، مهریه را تقسیط می کنند مثلاً هرماه یک سکه طلا و می گویند تا تمام سیصد سکه پرداخته نشود زوجه مجبور به تمکین نیست، به خانه شوهر نمی رود، نفقه هم می گیرد و هر ماه سکه را نیز دریافت می کند، تا 300 ماه تمام شود! یعنی درست 25 سال و اگر مهریه 600 سکه باشد بعد از 50 سال زوجه باید به حکم دادگاه به خانه زوج برود! آیا این حکم مضحک نیست؟
حضرت آیت الله مکارم شیرازی گفت: این حکم به یقین، حکم اسلام نیست و هر کس در دنیا بشنود مسخره می کند؛ زیرا براساس حکم اسلام، پس از دریافت نخستین سکه یا اولین قسط، تمکین بر زن واجب میشود.
وی در ادامه مثالی را ذکر کرد و اظهار داشت: مثال دیگر اینکه شخصی قاتل عمد است و محکوم به قصاص شده؛ ولی اولیاء دم نه رضایت به قصاص می دهند و نه عفو می کنند و گاه قاتل 5 سال و ده سال در زندان های ما در انتظار مرگ می ماند؛ در حالی که حکم صحیح این است که اگر اولیای دم نمی خواهند فعلاً قصاص کنند باید قاتل را با گرفتن وثیقه و کفالت مطمئن آزاد کرد؛ زیرا بر اساس حکم شرع، این شخص مستحقق بیش از قصاص نیست. اینها و امثال اینها ایجاب می کند که قضات آموزش های بیشتری ببینند، تا مردم به دستگاه قضائی اسلام خوشبین تر شوند.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پایان به ریاست دیوان عالی کشور گفت: سلام مرا به آیت الله آملی لاریجانی برسانید و بگویید که مردم در انتظار محاکمه مجرمان کوی دانشگاه و زندان کهریزک و مجتمع سبحان هستند. لازم است هر چه زودتر اقدام فرمایید تا اعتماد مردم خدای نکرده به دستگاه کم نشود، به یقین اینگونه محاکمات شجاعت می خواهد که در جنابعالی و ایشان سراغ داریم.
زمینه: درتاریخ ۱۰ اگوست، علی لاریجانی رییس مجلس ایران کمیته مخصوصی را برای اظهارات کروبی معرفی کند تا شواهد مربوط به وضعیت جسمی کسانی را که در اتفاقات پس از انتخابات دستگیر شدند را مورد بررسی قرار دهند.
درتاریخ ۱۲ اگوست، لاریجانی از طرف کمیته اعلام کرد که ادعاهای کروبی کاملا کذب است و اینکه بررسی دقیق وضعیت زندان های کهریزک و اوین نشان می دهد که هیچ موردی از آزار واذیت جسمی وتجاوز یافت نشده است.
در تاریخ ۲۹ اگوست، صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه ایران و بردار رییس مجلس کمیته ای را برای برررسی وضعیت کسانی که در جریان تحولات بعد از انتخابات دستگیر شده بود منصوب کرد. این کمیته شامل ابراهیم رییسی معاون اول قوه قضاییه، غلامحسین اژه ای دادستان کل کشور و علی خلفی رییس دفتر رییس قوه قضاییه بود. در گزارش خود به صادق لاریجانی در ۱۲ سپتامبر، کمیته نوشت که آنها هیچ شاهدی از تجاوز روی مواردی که کروبی ادعا کرده نیافته اند و همه مدارک و ادعاهای وی همگی ساختگی هستند وبه منظور انحراف افکار عمومی طراحی شده اند.
کمیته همچنین خواستار عمل قضایی برعلیه کسانی که از طربق تبلیغ ادعاهای غلط و اتهام پراکنی شهرت و اعتبار دولت و بخش هایی از ان را خراب کرده اند شد.
سارالی ویتسون در این زمینه گفت: "مدارک رسمی و تصاویری که در خصوص شکنجه مهتری وجود دارند خود بهترین گواه بر آنچه بر وی رفته است می باشند."
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی حزب اعتماد ملی آیتالله منتظری روز جمعه تلفنی با مهدی کروبی از نامزهای انتخابات ریاست جمهوری در ایران گفتوگو کرد.
بر اساس این گزارش آیتالله منتظری در این تماس تلفنی از حوادث پیش آمده برای آقای کروبی و همراهانش در جریان راهپیمایی روز ۱۳ آبان اظهار تأسف کرده است.
به گفته محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی، در جریان تظاهرات روز ۱۳ آبان نیروهای انتظامی و حکومتی اقدام به شلیک مستقیم گلوله گاز اشکآور به سوی این نامزد معترض به نتایج انتخابات و همراهانش کرده بودند که در جریان این حادثه دو تن از محافظان آقای کروبی و نیز شماری از مردم زخمی شدند.
در روز ۱۳ آبان سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران همزمان با برگزاری تظاهرات دولتی، معترضان به نتایج انتخابات نیز در تهران و چندین شهر دیگر به خیابانها سرازیر شده بودند.
آیتالله منتظری که در آستانه سالگرد سیزده آبان گفته بود، اشغال سفارت آمريكا در بدو پيروزى انقلاب كار درستى نبوده است، در گفتوگوی تلفنی خود با مهدی کروبی ضمن اظهار تأسف از برخورد با معترضان به نتایج انتخابات گفته است: «تعجب میکنم که این چه سیاستی است که حتی در راهپیمایی ۱۳ آبان هم با مردم چنین برخوردی میکنند و معلوم نیست که پس از انتخاباتی که برگزار شد، اینها میخواهند کشور را به کجا ببرند».
مهدی کروبی هم در تشریح رویدادهای سیزده آبان و سرکوب خشونتآمیز تظاهرات معترضان به آیتالله منتظری گفته است: «ما برای راهپیمایی علیه استکبار در روز ۱۳ آبان به خیابان رفتیم که متأسفانه این طور به جان زنان و مردان و جوانان میافتادند».
علاوه بر تماس تلفنی آیتالله منتظری، سایت تغییر گزارش داده است که محمد خاتمی هم جمعه شب با حضور در منزل آقای کروبی، حوادث پیش آمده برای وی را محکوم کرده است.
این سایت خبری نزدیک به مهدی کروبی همچنین از تماس تلفنی عبدالله نوری با آقای کروبی خبر داده که در جریان آن وزیر کشور دوران اصلاحات از حمله صورت گرفته به آقای کروبی در جریان راهپیمایی ۱۳ آبان ابراز تأسف کرده است.
دیدار مهدی کروبی با هنگامه شهیدی
روز جمعه همچنین مهدی کروبی به دیدار هنگامه شهیدی، مشاور امور زنان ستاد انتخاباتی خود که به تازگی از زندان آزاد شده است، رفت.
هنگامه شهیدی روزنامه نگار و عضو حزب اعتماد ملی، پس از ۱۲۴ روز زندان چند روز پیش با سپردن وثیقه ۹۰ میلیون تومانی آزاد شده بود.
وی که پس از آزادی به دلیل اعتصاب غذای هشت روزه خود به بیمارستان منتقل شده بود، روز جمعه از بیمارستان مرخص شد.
به دنبال اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران شمار زیادی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی بازداشت شدند که تعداد زیادی از آنها همچنان در زندان به سر میبرند.
بر اساس آمارهای رسمی ارایه شده از سوی مقامهای قضایی بیش از چهار هزار نفر در جریان رخدادهای پس از انتخابات در ایران بازداشت شدهاند که از این تعداد پرونده بیش از یکصد نفر در دادگاههای موسوم به «کودتای مخملی» بررسی و برای برخی از این افراد حکم قضایی صادر شده است.
آیین هندو، ازدواج را امرى اجبارى و مرد بىزن را مطرود جامعه مىدانست كه هیچ شأن و منزلت اجتماعى ندارد. آنان بر این باور بودند كه والدین وظیفه دارند پیش از آن كه وصلتى كه از نظر هندوها محكوم به عواقب تلخ و سرخوردگى است پدید آید، مقدماتِ ازدواج آنان را فراهم كنند. در قانوننامه «مانو»، لفظ «گاندهاروا» (Gaand harva) بر وصلتهایى اطلاق شده است كه با میل طرفین صورت مىگرفت واین نوع وصلتها زاده هوس معرفى شده است. این نوع ازدواجها مجاز بود، ولى پسندیده نبود. هندىها ازدواج در طفولیت را انتخاب كرده بودند و با این راه توانسته بود باعث جلوگیرى از روابط قبل از ازدواج شود.
ازدواج از راههاى گوناگونى امكانپذیر بود. با ربودن عروس، به زور مىشد ازدواج كرد. نیز مىشد زنى را خرید یا پس از جلب رضایت دختر با وى ازدواج كرد، ولى ازدواج از روى رضایت طرفین، كمى غیر آبرومندانه تصوّر مىشد و زنان ترجیح مىدادند كه خریده شوند.
قانوننامه «مانو» هشت نوع ازدواج مختلف را جایز مىدانست كه در بین آنان، ازدواج از راه «ربودن» و ازدواج مبتنى بر «عشق» در پایینترین درجه اخلاقى قرار داشت و ازدواج از راه «خریدن» عملىترین راه براى پیوند زناشویى شمرده مىشد. قانونگذار هندى فكر مىكرد كه عاقبت امر، فقط ازدواجهایى پایدار مىمانند كه بر مبناى اقتصادى شكل گرفته باشند؛ حتّى در دورهاى از تاریخ هند، كلمه «ازدواج» مترادف بود با كلمه «زن خریدن».
یكى از نویسندگان مراسم غیر عادى و حیرت آورى را در اینباره بازگو مىكند: «كسانى كه به علت فقر نتوانستهاند به دختران خود شوهر دهند، دختران خویش را با صداى شیپور و طبل (یعنى عینا همان سازهایى كه در جنگ براى اعلان آماده باش به كار مىرود) به بازار مىبرند و دور خود، افراد را گرد مىآورند. هر مردى كه جلو مىآید، اگر دختر موافق میل پسر بود و به خریده شدن هم رضا داد، پسر بر حسب شرایط خاصّى با او ازدواج مىكند.»
چندان خالى از لطف نیست كه در اینجا، گوشه دیگرى از قانون نامه مانو را كه درباره زن اظهار نظر كرده است، براى شما ذكر كنیم. «مانو» درباره زن مىگوید: «زن، سرچشمه بىآبرویى است؛ زن، سرچشمه نزاع است؛ زن، سرچشمه زندگى خاكى است؛ لذا از زن حذر كن.»
این برداشت هند قدیم از شخصیت زن بود و زن هندى در برابر این اندیشه، شوهر خود را خاضعانه «سرور» یا «ارباب»، حتى «خداى من» خطاب مىكرد؛ در انظار عمومى و ملأ عام كمى دورتر از او راه مىرفت و از وى فاصله مىگرفت؛ و به ندرت از او سخنى مىشنید. از زن هندى انتظار مىرفت كه دلبستگى خود را با انجام كوچكترین كارها، یعنى تهیه غذا و خوردن - پس از آن كه همه خوردند ـ آنچه را كه از غذاى شوهر و پسرانش به جاى مانده و بوسیدن پاى شوهر به هنگام خواب، نشان دهد. قانون «مانو» مىگفت: «زنى كه از شوهر خود اطاعت نمىكند، در حیات بعد به یك شغال مبدّل خواهد گشت.»
تعدد زوجات در جامعه هند جایز بود و در بین بزرگان تشویق مىشد؛ زیرا نگهدارى از چند زن و انتقال قابلیتها و استعدادها به نسل بعد از خود، یك عمل شایسته محسوب مىشد. داستانِ «دروپادى» (Draupadi) كه در آنِ واحد با پنج برادر ازدواج كرد، داستان شگفتانگیزى است كه از آن روزگاران نقل شده و از یك رسم شگفت یعنى «تعدّد شوهر» (Polyandry) ـ یعنى ازدواج یك زن با چند مرد كه معمولاً با هم برادر بودند ـ حكایت مىكند كه آثار این رسم تا سال 1859 م. در سیلان باقى بود و هنوز هم در دهكدههاى كوهستانى تبّت باقى مانده است.
در خانوادههاى هندى، مرد مالك همسر و فرزندان خود بود و در بعضى از موارد مىتوانست آنان را بفروشد یا این كه از خانه بیرون كند. قانوننامه «مانو» نیز مقررداشته بود كه زن در طول حیاتش همیشه باید تحت قیمومیتِ یك مرد باشد؛ نخست قیمومیت پدر، سپس شوهر و سرانجام پسر. شوهر مىتوانست زنش را به علت بىعفافى طلاق بدهد، اما زن به هیچ وجه نمىتوانست شوهرش را طلاق دهد.
از جمله آداب و رسوم رایج در هند قدیم، مراسم «ساتى» (Sutte) یا زنده سوزى بود كه بر طبق آن، پس از مرگ شوهر، همسر او را نیز همراه وى در گودالى از آتش مىسوزاندند یا این كه زنده زنده دفن مىكردند
|
حکم سنگسار یک زوج جوان به نامهای رحیم محمدی و کبرا بابایی در زندان تبریز توسط شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور تایید شد. محمد مصطفایی وکیل این دو فرد تبریزی در گفت و گو با روز با تایید این خبر می گوید: شعبه ۲ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی حکم سنگسار رحیم و کبرا را صادر کرد و شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور آن را تایید نمود. مصطفایی با تاکید بر اینکه متاسفانه بسیاری از احکام حقوق بشری در این شعبه دیوان تایید می شوند، ادامه داد : این حکم چند روز قبل به بنده ابلاغ شد و طبق ماده ۱۸ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب، برای آن تقاضای اعاده دادرسی داده ام که با توجه به ایرادهای فراوانی که این پرونده دارد، امیدوارم با بازرسی مجدد آن موافقت شود. مصطفایی که به درخواست خانواده کبرا بابایی وکالت او و همسرش را پذیرفته در این باره می گوید: با پرونده این دو نفر زمانی آشنا شدم که در زندان تبریز با چهار موکل جوانم که به اتهام لواط حکم اعدام داشتند ملاقات می کردم. و بعد به درخواست خانواده کبرا بابایی وکالت آنها را پذیرفتم و وقتی که حکم دادگاه بدوی به دیوان ارسال شده بود، لایحه دفاعم را تقدیم کردم که متاسفانه به ایرادهایی که در لایحه اشاره شده بود وقعی نهاده نشد. به گفته وکیل رحیم محمدی و کبرا بابایی، این دو فرد که اینک یک دختر ۱۲ ساله نیز دارند، به دلیل فقر زیاد، به فحشا روی آوردند. او دراین باره می گوید: رحیم و کبرا پیش از اعزام به سربازی رحیم، با هم ازدواج کردند و از شدت فقر در خانه ای که حتی آب و برق نداشت زندگی را شروع کردند. به گفته رحیم، او به خاطر سرباز بودنش قادر به کار کردن نبود و آنها به هر دری زدند تا مگر کار نیمه وقت یا پولی به قرض، به دست بیاورند، به جایی نرسیدند و بعد از چندی متوجه شدند که برخی حاضرند تنها با نظر سوئی که به همسر جوان رحیم دارند، به آنها کمک کنند و همین مساله باعث شد که رحیم به فکر سوء استفاده از این امر بیفتد و در نهایت کارشان به اینجا کشید. وی در توضیح نحوه دستگیری آنها می افزاید : رحیم به دلیل شکایت کسانی که او قصد اخاذی از آنها داشت دستگیر شد. و در جلسه دادگاه دیگری که به همین دلیل یعنی اخاذی تشکیل شده بود من در دفاع از او و خطاب به شاکیانش گفتم که باعث و بانی زندگی نکبت بار این مرد و زنش شمایید که تازه از آنها شکایت هم کرده اید و متاسفم که پشت چهره های موجه! گاهی چه شیطانهایی خوابیده است. دادگاه ابتدا رحیم را به جرم اخاذی به هفت سال زندان محکوم کرده بود اما در نهایت، با رضایت شاکیان و هفت سال زندان به او بخشیده شد. وکیل این دو محکوم به سنگسار در پاسخ به این سوال که اگر چه در توجیه اجتماعی، فقر می تواند عامل بسیاری از اتفاقات و حتا جرایم باشد، اما از منظر حقوقی آیا فقر می تواند دلیل قابل توجیه باشد یا خیر می گوید : دفاع حقوقی بنده از این پرونده در سه مرحله صورت گرفت. اولا رحیم به دلیل لواط حکم اعدام دریافت کرد. درحالی که در پرونده ایشان هیچ مستندی برای اثبات این اتهام وجود ندارد. صرفا فردی به وی این اتهام را وارد کرده بود که بعد هم شکایت خود را پس گرفت. دومین دفاعم در مورد کبرا بود که در مورد او نیز هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات این اتهام وجود نداشت و سوم اتهام زنای محصنه به موکلم رحیم است. در حالی که بنده مساله بررسی وضعیت روحی و روانی او را مطرح کرده بودم. موکل من به دلیل فشارهایی که بر او وارد شده بود تعادل رفتاری و روانی نداشت. مصطفایی در این باره توضیح می دهد که : مساله اختلال روانی و شخصیتی رحیم در پرونده دیگر او یعنی اخاذی توسط پزشکی قانونی تایید شده و اختلال روانی و شخصیتی رافع مسوولیت کیفری است. بنابراین اگر چه بنده اعتقاد دارم که فقر شدید و بدبختی زیاد این زوج جوان را به اعمالی وارد و وادار کرد که از نظر قانون کشور ما و نیز از نظر بسیاری از مردم جرم تلقی می شود اما از منظر حقوقی نیز پرونده دارای ایرادهایی است که امیدوارم با درخواست نامه ای که نوشته و تقدیم دادستان محترم کرده ام، با دادرسی دوباره آنها موافقت شود. محمد مصطفایی در نامه ای که خطاب به دادستان کل کشور نوشته به هوسرانی افراد و کارمندان دولت اشاره کرده است که تنها در صورت پیشنهاد رابطه جنسی با یک زن، حاضر به کمک مالی به این مرد می شدند. او با ذکر نام این افراد نوشته است : موکلم فشارهای روحی و روانی بسیاری را در طول زندگی تحمل نمود و به مرور تا آنجا رسید که قادر به کنترل اراده خود نگردید. در سال اخیر با پیشنهاد [شخصی]، فکر و ذهنش به بیراهه رفت و به افرادی که از آنها طلب کمک کرده بود مراجعه کرد. آنها در خصوص نیاز های مالی، به موکل کمکی نمی کردند. ولی وقتی پیشنهاد ارتباط با زنی داده می شد حاضر بودند وجهی زیادی نیز پرداخت کنند. در این پرونده، به جز موکلین، تعداد ۳۱ نفر دستگیر شدند که اکثر آنها کارمندان دولتی بودند از جمله [... ]که موکل به آنها مراجعه می نمود تا بتواند کمکی از آنها بگیرد. ولی بی ثمر می ماند. اما وقتی به دیگر متهمین پرونده که اکثریت قریب به اتفاقشان متاهل بوده و دارای پست و مقام نیز بوده اند، پیشنهاد ارتباط جنسی نسبت به زنی را می دادند آنها با کمال میل پذیرفته و به منزلش می رفتند. در حالی که در پرونده همه خود را بی گناه جلوه داده و موکلین را عامل اصلی روابط نامشروع خود می دانند و دادگاه نیز این موضوع را می پذیرد و موکلین را اینگونه محکوم می نماید. موکل به قدری از عملکرد آنها ناراحت و دلخور بود که ناخواسته به دلیل فشار های روحی فشار روحی و روانی از ارتباط جنسی آنها فیلم برادری کرده و برای خود نگهداری می نمود. با ملاحظه فیلم های گرفته شده تعداد ۳ نفر دستگیر شدند. آنهایی که مجرد بودند به شلاق و آنهایی که متاهل بودند - بجزء موکل و همسرش - با ارفاقاتی مجازات سنگسار از دوششان برداشته شده و به شلاق محکوم شدند. در پایان این نامه وکیل این دو محکوم به سنگسار از دادستان خواسته است که با بررسی دوباره، به جای نابودی معلول یک اتفاق، به ریشه یابی اینگونه جرایم پرداخته شود. روزآنلاين |